خط مکتبی: خانه ی طلبه ای مکتبی

مردی را دیدم که می گفت: "بنویس تا دریابی. نوشتن برای فهمیدن است."

خط مکتبی: خانه ی طلبه ای مکتبی

مردی را دیدم که می گفت: "بنویس تا دریابی. نوشتن برای فهمیدن است."

مشخصات بلاگ
خط مکتبی: خانه ی طلبه ای مکتبی

وَالعَصر، إنُّ الإنسانَ لَفی خسر، الاُّ الذینَ آمنوا و عَملُوا الصّالحات و تواصَوا بالحقِ و تواصَوا بالصبر.................................
بیایید ای مسلمانان،
ردای مصلحت را دور اندازیم؛
به ارزش های اسلامی ملتزم گردیم؛
خدا را در همه ی افعال خود شاهد بگیریم؛
حقوق بینوایان را زیر پا نگذاریم؛
خدای آسمان را زیر پای آدم خاکی نیاندازیم؛
به اسم دین و مذهب، بی گناهان را فدای خویش ننماییم؛
بیایید ای مسلمانان،
خدا را در نظر گیرید؛
شرف را پایه ی اعمال خود گردانید. ........................................
چه می شد که به جای ظلم عدل بود.
چه می شد که به جای کینه محبت بود.
چه می شد که به جای شرک خدا پرستی بود.
چه می شد که به جای تخریب سازندگی بود.
چه می شد که به جای کثیف کردن روح معراج روحی بود.
چه می شد که به جای شکنجه و درد لذت روحی بود.
چه می شد که به جای سقوط در فساد عروج به آسمان انسانیت بود.
چه می شد که به جای خود خواهی و غرور فناء فی الله که اساس همه ی لذت ها و بقا و ابدیت و لذت دائم است بود.....................................

نویسندگان
هدف خلقت زمین و آسمان انسان است، تا خدا را  آنچنان که شایسته پرستش است، بپرستد.

انسان سمبل، مظهر، رمز خدا بر زمین، خلیفة الله علی الارض، رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند، پر جبریل بسوزد.

زمین و آسمان و همه ی فرشتگان انسان را سجده کردند، تسلیم شدند، جز شیطان گمراه که رجیم شد.

انسان چه موجودی است؟ معصوم است؟ فرشته است؟ یا ظلوم جهول وگناهکار؟

آدمی که از بهشت بیرون شده است، به خاطر عدم اطاعت و معصیت. اخراج از بهشت چه مفهومی دارد؟

و

مخلوقات دو نوع اند: 1.مجبور، همه موجودات هستند، همه قوانین طبیعت و حتی فرشتگان؛ 2.مختار، از روی اراده خود، میل و رغبت خود، اختیار خود، خدا اختیار به انسان داد ( به آدم) آدم فهمید.

به عورت خود نگاه کرد، شرم کرد، شعور و عقلش ظهور پیدا کرد، که اینان لازمه ی اختیار هستند؛ تفکر و اندیشه .

او می تواند با تفکر و تعقل حق را بفهمد، زیبایی را بشناسد، کمال را بفهمد، خلاقیت را درک کند، با احساس و عرفان قلبی خود زیبایی و حق و کمال و خلاقیت را ستایش کند و بپرستد.

آدم نزد خدا در بهشت بود، ولی بهشتی بدون اراده ی او، بدون مسؤلیت، بدون دلخواه او، که ثمره ی زیادی نداشت.

خدا میخواست آدمی به وجود آید که از روی عقل خدا را بشناسد، از روی عرفان خدا را درک کند، و با اختیار و میل و رغبت خویش خدا را بپرستد، و این کمال پرستش است. شناخت، عرفان، عشق، جذبه، صعود و پرستش... این ارزش دارد.

تسبیح اجباری و طبیعی چندان مهم نیست.

  • محمد رصد

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی