خط مکتبی: خانه ی طلبه ای مکتبی

مردی را دیدم که می گفت: "بنویس تا دریابی. نوشتن برای فهمیدن است."

خط مکتبی: خانه ی طلبه ای مکتبی

مردی را دیدم که می گفت: "بنویس تا دریابی. نوشتن برای فهمیدن است."

مشخصات بلاگ
خط مکتبی: خانه ی طلبه ای مکتبی

وَالعَصر، إنُّ الإنسانَ لَفی خسر، الاُّ الذینَ آمنوا و عَملُوا الصّالحات و تواصَوا بالحقِ و تواصَوا بالصبر.................................
بیایید ای مسلمانان،
ردای مصلحت را دور اندازیم؛
به ارزش های اسلامی ملتزم گردیم؛
خدا را در همه ی افعال خود شاهد بگیریم؛
حقوق بینوایان را زیر پا نگذاریم؛
خدای آسمان را زیر پای آدم خاکی نیاندازیم؛
به اسم دین و مذهب، بی گناهان را فدای خویش ننماییم؛
بیایید ای مسلمانان،
خدا را در نظر گیرید؛
شرف را پایه ی اعمال خود گردانید. ........................................
چه می شد که به جای ظلم عدل بود.
چه می شد که به جای کینه محبت بود.
چه می شد که به جای شرک خدا پرستی بود.
چه می شد که به جای تخریب سازندگی بود.
چه می شد که به جای کثیف کردن روح معراج روحی بود.
چه می شد که به جای شکنجه و درد لذت روحی بود.
چه می شد که به جای سقوط در فساد عروج به آسمان انسانیت بود.
چه می شد که به جای خود خواهی و غرور فناء فی الله که اساس همه ی لذت ها و بقا و ابدیت و لذت دائم است بود.....................................

نویسندگان

از طبیب ایستا تا طبیب پویا؛کدام یک؟!؟!

دوشنبه, ۳ فروردين ۱۳۹۴، ۰۵:۲۴ ق.ظ

برای نشر فرهنگ دینی و ترویج معارف ناب شریعت نیاز به دغه دغه،جهاد،اقدام فراگیر و تلاش خستگی ناپذیر است.با آسودگی چنین آرزویی در رویا هم برآورده نخواهد شد،چه رسد به بیداری.
انتظار اینکه ما توده مردم،خود ملتفت و متوجه شده و به سراغ طبیبان و حضرات آقایان بریم، یک انتظار بیهوده،نسنجیده و نابخردانه است که حاکی از غفلت و عدم اطلاع خواص و طبیان به جنس درد عوام جامعه امروز است.در این روزگار جز فشار فقر و گرسنگی دردی احساس نمی شود که طبیب منتظر بیمارش بنشیند. طبیب باید برود و ابتدا مردمان را با دردها و محنت های سرطانی دینی و معنوی که چونان دهل دزد شب بی صدایند آگاه ساخته و سپس به درمان و علاج بنشیند.
بنابراین وظیفه:
یکی دردسازی یعنی زمینه سازی جهت احساس درد است و دیگری درمان و مداوای دردهای خاموش و بی صدای روحی و درونیست.
مسخ شدن و بی دردی خود بدترین درد دینی جامعه نسخ شده ی امروز ما است. بیماری روحی و خلاء معنوی بر خلاف بیماری جسمی هر اندازه بیشتر و وخیم تر می شود، بی صداتر و کم دردتر می گردد تا اینکه ناگهان حیوان ناطق یعنی بشر بن آدم را به سکته روحی مبتلا می سازد.
آری،درد،شلاقی است برای تکاپو،تکاپو و تلاشی در جهت درمان و امان.
  • محمد رصد

نظرات  (۴)

موفق باشید
نفهمیدیدم درد جامعه فقط فقر و تنگدستیه یا تمدن غرب؟؟؟
 بهتر بود یکم نمونه روایاتی میآوردید برای اثبات حرف هایتان مثلا العلما ورثه الانبیا نگفته ورثه الامام بلکه انبیا این بخاطر این است که مثل امام مثل کعبه است که مردم سراغ او می آیند اما انبیا الهی صلوات الله علیهم اجمعین به دنبال مردم میرفتند.


  • سید محمد مهدی حسینی
  • با سلام 
    أقول : حتی اگر درد را به توده مردم بشناسانیم ، باز در مرحله درمان گرفتاریم . 
    چون آن درد که به تعبیر مصنف درد خاموش است ، دردی است که از تمدن غربی (غیر اسلامی) حاصل شده است . 
    فقط زمانی می توان درد را درمان کرد که تمدن نوین اسلامی شکل گیرد و إلا درد را می توان شناساند ولی درمان خیر . 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی